۷ عامل رفتاری برای افزایش وزن

 ۷ عامل رفتاری برای افزایش وزن

انرژی لازم برای تامین نیازهای بدن انسان از خوراکی ها دریافت می شود. اگر انرژی دریافتی بدن به اندازه ی انرژی مورد نیاز بدن باشد وزن ثابت می ماند و اگر این انرژی بیش از انرژی مورد نیاز بدن باشد، بدن پس از دریافت نیاز خود، انرژی باقی مانده را به ذخیره ای برای روزهای قحطی تبدیل می کند. این ذخیره معمولا به صورت بافت چربی در مناطق مختلف بدن باقی می ماند و باعث افزایش وزن می شود. حال اگر انرژی فردی کمتر از نیاز او باشد، بدن مجبور است برای تامین بقیه ی نیاز خود از انرژی های ذخیره شده در (چربی های انباشته در بدن یا دیگر بافتها) استفاده کند. در صورت عدم وجود ذخایر چربی، بدن نیاز خود را از سوزاندن بافت های دیگر، تهیه خواهد کرد. وضعیت تامین نیاز بدن به گونه ای است که حتی در بعضی حالت های قحطی و رژیم های غذایی نادرست، بدن برای تامین نیاز خود از بافت های حیاتی و مهم مثل قلب، کلیه، کبد و… استفاده می کند که باعث کاهش وزن می شود.

آیا چیزی به نام ژن لاغری یا چاقی وجود دارد؟

خیر، چون می دانیم ژن ها غیر قابل تغییر هستند. مثل ژن رنگ پوست یا ژن رنگ چشم، ما نمی توانیم ژن ها را تغییر دهیم؛ زیرا ژن ها داخل سلول های بدن حک شده اند؛ اما از انجایی که امکان چاق شدن یا لاغر شدن افراد وجود دارد بنابراین چیزی به نام ژن چاقی و لاغری نداریم.اما آن چیزی که باعث چاقی یا لاغری افراد خواهد شد ژن رفتاری آنهاست.

هر فردی ژن های رفتاری خاص خود را از نیاکان خود دریافت می کند و به ارث می برد یکی از این ژن های رفتاری، خوردن است که در خانواده های با ژن رفتاری پرخوری، باعث چاقی افراد خانواده، در خانواده ای دیگر با رفتار معتدل در تغذیه، باعث خوش اندامی و نهایتا در خانواده هایی با رفتار تمایل نداشتن به خوردن، سبب لاغری افراد می شود.ژن های رفتاری امکان کنترل شدن یا اصلاح آنها با اراده ی فرد وجود دارد.

مثلا برای کنترل رفتار افرادی که جمله ی «هرچه می بینی بخور» را در ذهن خود دارند، باید گفت: لطفا هر وقت می خواهید آب بخورید یا سر یخچال بروید، دست به غذای دیگری نزنید. یا در طی روز از سر بیکاری مدام ریزه خواری نداشته باش.در افراد لاغر هفت عامل رفتاری باعث کاهش وزن فرد می شود که میتوان با اصلاح آنها فرد را به سمت اضافه وزن سوق داد:

  • ۱-بوییدن

هر وقت بوی غذای خوبی به مشام فرد چاق برسد، طبق عوامل ارثی مغز او تحریک می شود و فرد به سوی بوی غذا حرکت می کند تا از آن غذا حتی اگر سیر هم باشد، سهمی ببرد. اما فرد لاغر واکنش نشان نمی دهد. فرد لاغر باید با اصلاح این الگوی رفتاری به بوی غذا واکنش نشان داده تا چند لقمه ای هم شده از آن غذا بهره مند شود.

  • ۲-دیدن

اگر چشم افراد چاق به شیرین یا غذای خوشمزه بیوفتد، طبق عوامل ارثی حتی اگر سیر باشند تکیه از شیرینی یا بخشی از غذا را می خورند. مثلا فرد چاقی برای نوشیدن آب در یخچال را باز می کند اگر گرسنه هم نباشد وقتی نگاهش به غذای موجود در یخچال می افتد دستش به طرف غذا می رود ولی لاغرها وقتی برای خوردن آب در یخچال را باز می کنند فقط آب می خورند. پس تمرین کنید تا در این مواقع ریزه خواری های کوچکی هم شده داشته باشید.

  • ۳-چشیدن

فرد چاق وقتی غذا را می چشد عوامل ارثی او تحریک و تشویق می کنند که به چشیدن ادامه دهد به همین دلیل درصد خانم های چاق بیش از آقایان است چون معمولا مسئولیت پخت و پز در خانه برعهده آنهاست. پس یاد بگیرید اگر می توانید برای چشیدن غذاها تکه تکه غذا را مزه کنید. تا با این ترفند هم که شده خرد خرد در طی روز خوردن را ادامه دهید.

  • ۴-فراوانی نعمت

اگر در خانه فردی فراوانی نعمت باشد استفاده از این نعمت ها شدیدا به عوامل رفتار ارثی او بستگی دارد که در لاغرها خیلی کمتر از چاق هاست دو خانواده با وضع مالی خوب را در نظر بگیرید که یک خانواده رفتار لاغری و دیگری رفتار چاقی دارد وقتی انها برای مشاهده فیلم مقابل تلویزیون می نشینند و شیرینی و میوه و آجیل فراوان مقابل دو خانواده گذاشته شود خانواده لاغر معمولا چشم به فیلم می دوزند و تمایلی به خوردن ندارند شاید اگر طی یک ساعت چیزی هم بخورند مقدار ان به صد کالری هم نرسد ولی خانواده چاق درهمان مدت و در حین مشاهده فیلم مدام مشغول خوردند.پس بیاموزید که از فرصت های پیش امده برای خوردن تنقلات (آجیل ؛ نخودچی کشمش و…) نهایت استفاده را ببرید.

  • ۵-تغییر محیط غذا

در محیط های معمولی مثل منزل تفاوت دریافتی غذا بین فرد چاق و لاغر زیاد نیست مثلا یک فرد لاغر از یک وعده شام (مثل خوردن نان و پنیرو هندوانه) در منزل شاید حدود ۴۰۰ کالری انرژی دریافت کند ولی شخص چاق با عمل به همان مشخصات (یعنی در منزل و در همان محیط و همان نوع غذا) حدود ۶۰۰ کالری دریافت می کند. اگر انها شب بعد به مجلس شامی در یک جشن عروسی دعوت شوند شخص لاغر شاید بتواند دوبرابر مقدار کالری دریافت کرده طی صرف شام در منزل خود در اینجا نیز دریافت کند (یعنی ۸۰۰ کالری ) ولی شخص چاق در همان مجلس دریافت ده برابر خواهد داشت (یعنی به جای ۶۰۰ کالری ۶۰۰۰ کالری )پس تلاش کنید تا جایی که می توانید در تغییرات محیطی بیشترین بهره را ببرید.

  • ۵-ناراحتی های روانی

معمولا انسان ها چه چاق و چه لاغر سعی می کنند که غصه ها و ناراحتی های خود را فراموش کنند برای همین است که هنگام درگیر شدن با مصیبت ها یا ناراحتی های عصبی خود را به چیزی که دوست دارند مشغول کنند. افراد چاق چون عاشق خوردن هستند تلافی مصیبت ها، امتحانات، کنکورها و مشکلات عصبی و روانی با اضافه خوردن در می اورند و این امر منجر به اضافه وزن انها می شود. چاق ها می گویند که ما اگر غصه هم بخوریم چاق می شویم ولی این غصه خوردن نیست که انها را چاق می کند بلکه پرخوری ناشی از غصه خوردن سبب چاقی انها می شود. برعکس انها غم و غصه ی لاغرها باعث بی اشتهایی انها می شود که درنتیجه از قبل لاغرتر می شوند. پس در زمان مسائل روانی قدرت مدیریت خورد و خوراک خود را به دست اوردید.

  • ۶-موقعیت

چاق ها موقعیت خاصی برای خوردن نمی شناسند همیشه و هرجا که باشند تمایل به خوردن را از دست نمی دهند برعکس لاغرها تا واقعا گرسنه نباشند غذا نمی خورند و اگر وقت و مکان مناسب نباشد انگیزه ای برای خوردن ندارند. پس برای خوردن به دنبال موقعیت خاصی نباشید و از هر فرصتی برای خوردن نهایت استفاده را ببرید.

لاغری

برنامه ریزی برای افزایش وزن

وقتی می خواهیم برای افزایش وزن یک فرد لاغر برنامه ریزی کنیم ظاهرا خیلی آسانتر به نظر می رسد زیرا می توانیم دستور خوردن مقدار زیادی غذا را صادر کنیم. ولی در عمل آیا به موفقیتی مناسب دست خواهیم یافت؟ جواب خیر است چرا؟ چون برای پرسش های زیر پاسخی مناسب در نظر نگرفتیم:

آیا تمامی غذاهای انتخاب شده باعث چاقی فرد می شود؟

آیا کالری غذاهای انتخاب شده زیاد هست؟

آیا این همه غذا باعث اختلالات هورمونی نمی شود؟

شاید فرد مورد نظر در جذب غذاها از روده مشکل دارد یا درگیر بیماری خاصی ست که مانع جذب غذا خواهد شد؟

آیا انرژی سوزانده شده توسط فرد بالاتر از این میزان دریافتی ست؟ و…

حقیقتی که نباید فراموش شود این است که « نباید لاغرها را با چرخوری چاق کرد همچنان که نباید چاق ها را با کم خوری و معده خالی لاغر کرد.»

 کاری که باید کرد این است که با آنان تغذیه صحیح(رژیم غذایی سالم) را اموزش داد.  «باید به چاق ها فهماند که می توانند با غذاهای پرحجم و کم کالری معده بزرگ شان را پرکنند و به لاغرها نیز گفت که می توانند با مصرف غذاهای کم حجم اما پرکالری به وزن ایده آل برسند. »

این غذاهای کم حجم اما پرکالری را میتوانیم بین وعده های روزمره فرد تقسیم کنیم. این امر مستلزم داشتن اطلاعات کافی درباره انواع مختلف غذاها و کالری ها هرکدام از آن هاست. همچنین با درک نیازهای حقیقی فرد می توان دانست کدام غذاها را باید قبل، کدام را بعد و کدام را وسط وعده ها، کدام را بیشتر، و کدام کمتر و کدام را هرگز نباید استفاده کرد.

تشخیص این امر با اموزش تغذیه ممکن خواهد شد. یعنی فرد باید ارزش و کالری های غذا را بداند و بین غذاهای پرحجم و کم کالری و غذاهای کم حجم و پرکالری فرق بگذارد. نباید فراموش کنیم که بسیاری از افراد درباره علم تغذیه اطلاعاتی ندارند مثلا فرد لاغری شروع به خوردن ماده غذایی مثل خیار می کند او نمی داند که خیار ارزش کالری بالایی ندارد پس اگر این فرد روزانه ۱۰ عدد هم خیار میل کند حجم معده خود را پرکرده بدون اینکه کالری زیادی به بدن خود برساند پس هر پرخوری ارزش بالایی حجت اضافه وزن ندارد.

زیره

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *